رابطه بين آزادسازي نرخ و مسير هوايي و توسعه اقتصادي
رابطه بين آزادسازي نرخ و مسير هوايي و توسعه اقتصادي
آرش خدايي مديرکل دفتر مطالعات و تضمين کيفيت سازمان هواپيمايي کشوري در روزهاي اخير، بحثهاي فراوان و مفيدي در خصوص آزادسازي انجام شده در بخش حمل و نقل هوايي انجام شده است. اين مباحث بيشتر معطوف به آزادسازي نرخ بوده و متاسفانه موضوعي که کمتر به آن پرداخته شده است، آزادسازي مسيرهاي هوايي بوده است. هدف از آزادسازي در صنعت حمل و نقل هوايي، ايجاد فضاي توسعه صنعت است که با گستره‌اي از سياست‌ها و اقدامات مرتبط تاثيرگذار خواهد بود. در بسته سياستي جديد نيز، آزادسازي تنها ناظر بر قيمت‌ها نبوده و علاوه بر مسير و قيمت، در برخي سياستهاي دست و پاگير حاکميتي نيز با هدف رشد بازار و ارتقاء ايمني تجديد نظر شده است. آزادسازي و نگاه همه جانبه در آزادسازي بايد تا حد امکان، به تمامي پارامترهاي بازار پرداخت تا معني صحيح آن، يعني عدم دخالت فعال حاکميت در فعاليت بازار و پرداختن به زمينه­هاي فضاي کسب و کار، محقق شود. در غير اينصورت، آزادسازي انجام نشده و دخالت حاکميت در بازار تنها از يک حوزه به حوزه‌اي ديگر منتقل مي­شود. در صورتي که در آزادسازي، تنها به نرخ بليط پرداخته شود و مسيرهاي پروازي مشمول آزادسازي نشوند، آنگاه مسيرهاي اختصاص داده شده به شرکتهاي هواپيمايي به مزيت رقابتي آنها بدل خواهد شد و اين شرکتها را از اتخاذ رويکردهاي صحيح تجاري براي افزايش مزيت اقتصادي بي­نياز خواهد نمود. در اين شرايط، شرکتهاي هواپيمايي باز هم در يک فضاي غير رقابتي قرار خواهند گرفت که باعث گشايش اقتصاد صنعت نخواهد شد. در اين شرايط، نگراني از تباني شرکتهاي داراي سهم از بازار، تبديل به يک نگراني صحيح خواهد شد. هرچند باور اين موضوع کمي مشکل به نظر مي رسد، اما حتي دخالت حاکميت در کيفيت خدمات نيز، معادله آزادسازي را به هم خواهد ريخت. نکته اينجا است که تا کنون، شرکتها موظف بوده­اند بليط سفرهاي هوايي را با نرخ مشخصي در مسيرهاي مشخص بفروشند. در اين شرايط، حاکميت دخالت چنداني در کيفيت خدمات ارائه شده( به معني کيفيت درک شده توسط مشتري) نداشت و بنابراين، در بيشتر مواقع، ارائه خدمات کمتر به معني سودآوري و موفقيت بيشتر بود. دو پارامتر مهم در معادله بازار، قيمت مطالبه شده و خدمات ارائه شده بود که با يکديگر داراي ارتباطي مستقيم دارند. حال اگر حاکميت، پرداختن به نرخ را رها کند و در عوض به خدمات بپردازد، باز هم به شکلي موثر در حال دخالت در بازار است، زيرا خدمات اجباري که حاکميت طلب مي­کند، بر روي نرخ اثر گذار بوده و شرکتها نمي­توانند با برقراري توازني بين خدمات و نرخ، الگوي متفاوتي از رقيبان خود را ارائه دهند. الگوي صحيح اعمال حاکميت در موازنه کيفيت و خدمات مطلوب اين است که ابتدا سطح حداقلي حقوق مسافران شناسايي و رعايت آن مورد نظارت حاکميت قرار گيرد. اين حقوق قابل معامله نخواهند بود. مهمترين حقوقي که مشمول آزادسازي نخواهند شد، برخورداري مسافران از سفري ايمن، امن و داراي برنامه مشخص است. مواردي مانند رعايت حقوق افراد توانخواه، عدم تبعيض و نيازهاي اوليه انساني هم از دسته موارد غير قابل اغماض هستند. حال، خطوط هوايي و مشتريان آن بايد مجاز باشند بر سر برخي از حقوق مسافر با يکديگر معامله کنند. نقش حاکميت در اين ميان اين است که اطمينان يابد که اين معامله، شفاف و صادقانه بوده است و به مفاد آن به درستي عمل شده باشد. به عنوان مثال، مشتريان بايد قادر باشند از وعده­هاي غذايي، برخورداري از پذيرايي در فرودگاه، دريافت نشريات در پرواز، امکان استرداد وجه بليط و يا تعويض آن و مواردي اينچنيني در ازاي دريافت تخفيف بيشتر چشم پوشي کنند. اما لازم است در هنگام خريد بليط، از تمامي حقوقي که به آنها تعلق مي­گيرد مطلع باشند و حقوقي را که چشم­پوشي مي­کنند و مابه ازايي که دريافت مي­نمايند نيز به رسميت شناخته شود. يک نکته بسيار مهم ديگر نيز اين است که خط هوايي در برابر بليط فروخته شده، از طريق هر واسطه­اي که بوده است پاسخگو بوده و مطالبه حقوق مسافر را به فروشنده بليط ارجاع ندهد. در نتيجه، اين فرض که با آزادسازي نرخ سفرهاي هوايي، حاکميت بايد سطح مشخصي از خدمات را الزامي کند، در تناقض با روح و معني آزادسازي و گشايش اقتصادي مورد نظر از آن قرار گرفته و بلکه بايد به نقش حاکميت در نظارت بر خدمات، به شيوه­اي خلاقانه‌تر و فراتر از يک ناظم نگريست. آزاد سازي مسير بدون آزادسازي نرخ در کشورهايي که آزادسازي مسير انجام شده بود، شرکتها بر سر کيفيت خدمات ارائه شده به رقابت مي­پرداختند، زيرا امکان اين که هر شرکت ديگري در آن مسير به فعاليت بپردازد و خدمات بهتري ارائه دهد وجود داشت. در شرايط حاکم بر حمل و نقل هوايي در کشور ما که مسيرهاي پروازي نيز مشمول آزادسازي نبودند، عرصه رقابت به جاي ارائه خدمات بهتر، به خدمات محدودتر معطوف شده بود، زيرا با توجه به نبود رقيب در آن مسير پروازي و اجبار مسافران به پرواز با خطوط هوايي مشخص، هر شرکتي که خدمات کمتري ارائه مي­داد، سود بيشتري از بازار کسب مي­نمود. اين نکته نشان مي­دهد که شرايط حاکم بر فضاي کسب و کار در صنعت حمل و نقل هوايي تا چه ميزان، غير موثر و حتي مخرب بوده است. چرا به نتايج رقابت ناشي از آزادسازي مسير بسنده نمي­شود؟ مطالعات نشان مي­دهد که آزادسازي مسيرهاي هوايي، باعث ارتقاء کيفيت درک شده توسط مشتري مي­شود، اما باعث رشد اقتصاد صنعت نمي­شود. بايد توجه داشت که ارتقاء کيفيت پايدار و شايان توجه، ارتقائي است که از توسعه اقتصادي ناشي شده باشد. به بيان ديگر، ارتقاء کيفيت يک هدف اصلي نبوده و بلکه از ويژگي­هاي اوليه حمل و نقل توسعه يافته است. هرچند ممکن است با اعمال مقررات و حمايت شديد، در بازه‌هاي زماني محدود شاهد ارتقاء کيفيت باشيم، اما در اين شرايط، با يک صنعت شيک ولي محدود و فانتزي روبرو خواهيم بود. آنگاه صنعتي خواهيم داشت که بهترين قهوه را در يک پرواز 45 دقيقه‌اي سرو مي‌کند، اما منحصر به قشر خاصي از جامعه است. در آزادسازي مسير به تنهايي نيز، ممکن است خطوط هوايي به رقابت بر سر جذب مشتري با ارائه برخي خدمات جانبي جذاب بپردازند، ليکن به دليل عدم امکان رقابت بر سر قيمت، راهکارهاي بنيادين بهبود اقتصادي را دنبال نخواهند کرد و يا اينکه قادر به جذب سرمايه در بازاري که تمامي پارامترهاي مهم آن توسط دولت کنترل مي­شود نخواهند بود. نتيجه اين الگو در نهايت، توسعه نيافتگي صنعت بوده و اين توسعه نيافتگي، در اندک زماني بعد خود را به شکل کاهش کيفيت، ايجاد بازار سياه و حتي بروز رخدادهاي نگران کننده ايمني آشکار مي­سازد. هدف از آزادسازي، توسعه اقتصادي صنعت بديهي است که نتايج سياستهاي حاکميتي، با تاخير و اينرسي سخت و به کندي توسط مردم درک خواهد شد. گاهي سياستهاي نادرست، پس از ماهها و يا سالها نتايج مخرب خود را آشکار مي‌کنند. از طرف ديگر، يک اصل اساسي اين است که هميشه ساختن، پيچيده‌تر از خراب کردن است. پس آثار مطلوب سياستهاي مثبت نيز ممکن است با تاخير آشکار شده و حتي در اوايل، پالسهايي منفي به افکار عمومي بفرستد. صنعت حمل و نقل هوايي نيز از اين ملاحظه مستثني نيست. چرخه رابطه بين آزادسازي و توسعه اقتصادي صنعت در شکل زير آورده شده است: واقعيت اين است که مسافران، تا به بلوغ نرسيدن مرحله رشد اقتصادي، بهبود حاصل شده را به طور ملموس مشاهده کرد. آزادسازي در ابتدا مفروضات بازار را چنان تغيير مي­دهد که چشم‌انداز مناسبي براي آغاز به کار با الگوهاي جديد و ارائه خدمات متفاوت را ايجاد مي‌کند. حال برخي خطوط هوايي، به ارائه برخي خدمات جديد، به معني مسيرهاي جديد، استفاده از ناوگان متناسب با بازار هدف، الگوهاي مديريتي/فني/ عملياتي و اقتصادي جديدتر خواهند پرداخت و از آن مهم­تر، سرمايه­گذاراني که معادلات حاکم بر بازار را مانع مي­ديدند وارد بازار شده و نوعي متفاوت از خدمات را عرضه خواهند کرد. در اين مرحله، خطوط هوايي ارزان قيمت قادر خواهند بود فعاليت خود را آغاز کنند. پس از تشکيل اين شرکتها و يا تغيير بنيادين در نگاه شرکتهاي سنتي، مرحله خدمات جديد هوايي آغاز مي‌شود. براي کاهش قيمت­ها در بازار، باز هم بايد منتظر ماند تا ورود خدمات جديد، منجر به رشد ترافيک شود و آنگاه اين رشد ترافيک، باعث آشکار شدن آثار توسعه اقتصادي ­شود. در اين مرحله، خطوط هوايي سنتي که بر مبناي شرايط حمايتي و غير رقابتي تنظيم شده بودند و تا کنون قادر به انطباق خود با شرايط جديد نبوده­اندشروع به ضرر ديدن خواهند کرد و مطالعه تجربيات ديگر کشورها نشان مي‌دهد که، بيشترين آسيب را کارکنان اين خطوط هوايي خواهند ديد. ولي با توجه به رشد بازار حمل و نقل هوايي، پس از مدتي بازار کار اين صنعت نيز دچار گشايش شده و بهبود بازار کار اين آسيب را جبران خواهد نمود و کارکنان آسيب ديده به شکلي ديگر و اين بار موثرتر از دفعات قبل از بازار کار منتفع خواهند شد. ضرورت حمايت از توسعه اقتصادي صنعت حمل و نقل هوايي واقعيت اين است که هيچ چيز در صنعت هوايي بدتر از توسعه نايافتگي نيست. حمل و نقل هوايي يک شکل از حمل و نقل است که از منظر آثار ثانويه و القايي، هيچ شکل ديگري از حمل و نقل با آن برابري نمي­کند. يک نکته عيان، اين است که همه جاي دنيا با آب و يا با خشکي به هم متصل نيست، اما تمام دنيا با هوا به هم متصل است. اين به معني مزيت بي بديل اين صنعت از منظر دسترسي تلقي مي­شود. از منظر سرعت نيز، رشد کنوني جهاني مديون قابليت جابجايي سريع ناشي از حمل و نقل هوايي است. جذب ترافيک هوايي عبوري جهاني توسط کشورها، باعث کسب درآمد بيشتر و وابستگي حمل و نقل جهاني به برقراري امنيت در آن کشور خواهد شد. يک صنعت حمل و نقل هوايي گران، به هيچ عنوان مطلوب نخواهد بود و مزيتهاي خود را از دست خواهد داد. اما يک صنعت حمل و نقل هوايي توسعه نيافته نيز براي کشوري مايل به توسعه وسيع، بسيار نامطلوب است. راه آزادسازي، راهي است که غالب کشورهاي با حمل و نقل هوايي توسعه يافته از آن گذر کرده­اند و اين راه، بايد با مراقبت لازم در کشور ما نيز طي شود. در اين ميان لازم است نخبگان،در اين ميان لازم است نخبگان با عنايت به حساسيت موضوع با نگاه عميق آثار مطلوب طرح آزادسازي بليت و شبکه پروازي را به مطالباتي کلان­تر پرداخته و آثار مطلوب آن را در حوزه­ها و فواصل زماني واقعي مطالبه نمايند.



هنوز نظری ثبت نشده است

با تشکر از اینکه دیدگاه خود را با ما در میان می گذارید؛ نظرات و دیدگاه های ثبت شده پس از تایید مدیر پورتال برای عموم نمایش داده می‌شوند.
مورد مرتبطی یافت نشد.
بیشتر...